الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

857

علل الشرايع ( فارسي )

حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام پرسيدم : اين كه طفل بدون تعجّب خنديده و بدون درد و المى مىگريد سببش چيست ؟ حضرت فرمودند : اى مفضّل هيچ طفلى نيست مگر آنكه امام خود را ديده و با او مناجات مىنمايد ، پس گريه اش به خاطر غيبت امام از او است و خنده اش زمانى است كه امام به او رو مىكند . و وقتى زبان طفل باز شد اين باب بر رويش بسته شده و ديگر امام را نديده و در دلش نسبت به آنچه قبلا برايش اتّفاق افتاده نسيان و فراموشى پيدا مىشود . حديث ( 29 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله از احمد بن محمّد ، از على بن حكم ، از ابان بن عثمان از محمّد بن واسطى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند : خداوند متعال به جناب ابراهيم عليه السّلام وحى فرمود كه زمين به من شكايت كرد و از ديدن عورت تو شرم و حياء مىنمايد ، بنا بر اين بين خود و زمين حجاب و ساترى قرار بده ، جناب ابراهيم زايد بر ساير ثياب و البسه اى كه مىپوشيد لباسى ديگر كه كوچكتر از شلوار بود به پا نمود ، اين جامه تا سر زانوهاى وى را مىپوشاند « 1 » حديث ( 30 ) محمّد بن على ماجيلويه رحمة الله عليه ، از على بن ابراهيم ، از عثمان بن عيسى ، از ابى الجارود مرفوعا از حضرت على عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : حضرت ابراهيم عليه السّلام عبورش به بانقيا « 2 » افتاد ، در اين مكان هر شب زلزله مىآمد آن حضرت شب را در آنجا به صبح رساند ، اهل آن وادى صبح كردند و اثرى از زلزله نديدند ، گفتند ديشب چرا زلزله نيامد يا اين كه حادثه اى اتّفاق نيافتاده ؟ برخى جواب داده و گفتند : ديشب پير مردى كه با او نوجوان و غلامى بود در اينجا فرود آمد ممكن است به خاطر قدوم او باشد . امام عليه السّلام فرمودند : اهالى آن شهر محضر جناب ابراهيم عليه السّلام رسيده و به او عرضه داشتند .

--> « 1 » - مترجم گويد : ترجمه اين حديث بر طبق نسخه اى از متن است كه لفظ حديث « اكثر من الثياب » باشد امّا به فرموده مرحوم مجلسى در بحار كه ظاهرا « اكبر من التّبّان » است ترجمه چنين مىشود : جناب ابراهيم جامه اى بزرگتر از تنبان ( شلوار كوچك ) و كوچكتر از سربال مىپوشيد . « 2 » - به كسر نون طبق گفته ياقوت حموى در مراصد الاطَّلاع ناحيه اى از نواحى كوفه است كه در كنار فرات مىباشد .